XSEER HomeYou Are Here
MEHRAVA Archives
 
TODAY
JAN '05
DEC '04
NOV '04
OCT '04
SEP '04
SUM '04
MAY '04
APR '04
MAR '04
FEB '04
JAN '04
DEC '03
NOV '03
OCT '03
SEP '03
AUG '03
JUL '03
JUN '03
MAY '03
APR '03
MAR '03
FEB '03
JAN '03
DEC '02
NOV '02
OCT '02

 

 


ويژه‌گي خاص دانشگاه‌هاي غربي مخصوصا آمريكا نه در امكانات آموزشي يا محيط باز آن بلكه اموزش فلسفه‌ي حرفه‌اي گري است. شيرين‌ترين و جذاب‌ترين و مشكل‌ترين واحدهاي هر رشته‌ي تحصيلي، واحدهاي فلسفه يا اتيكز كاري در آن زمينه است. فارغ‌التحصيلان آمريكايي به تمامي وجوه كارشان مسلط هستند. براي همين است كه با اينكه سانسور شديد در كانالهاي خبري حاكم است ولي آنچنان تا حد امكان حرفه‌اي انجام شده كه كسي زياد به آن اعتراض نمي‌كند. ولي بر عكس در ايران اين كار بسيار ناشيانه انجام مي‌شود. مثلا طرف را حذف مي‌كنند و در خبرها وانمود مي‌كنند اصلا فلان شخص يا مسئله وجود خارجي ندارد و اتفاق نيافتاده. بهمين دليل حساسيت زيادي بوجود مي‌آورد كه باز با واكنش‌هاي آماتوري كار خراب‌تر مي‌گردد.

 


شايد بزرگترين مشكل كارگردانان و فيلنامه نويسان ايراني نحوه‌ي نمايش روابط عاطفي زوج‌ها مخصوصا صحنه‌هاي داخل منزل باشد كه بايد تمام فكر و خلاقيت خود را صرف يافتن راهي براي عدم نمايش زن و مرد آن‌هم تنها در خانه كنند. پس به ابتكارهايي براي دور زدن اين مشكل دست مي‌زنند. مثلا پس از ورود مرد به منزل بلافاصله فاجعه‌اي اتفاق مي‌افتد و آقا بايد سريع تشريف ببرند و يا يك دوستي مزاحمي چيزي هميشه آنجا هست. براي همين است كه كارگردانان خبره و حرفة‌اي اغلب اصلا به اينگونه مسائل نزديك نمي‌شوند و ترجيح مي‌دهند درباره‌ي باد و باران و درخت و اينجور چيزها فيلم بسازند.  

 


يك روز در محل كارم در ايران خانمي كه مهندس ترافيك بود و قيافه‌اش بقهمي نفهمي شبيه شورلت بود مي‌گفت موز گران است ولي آنرا مي‌خرم چون خودم در كودكي آن را مرتب مي‌خوردم و حال نمي‌توانم بخاطر جنگ و گراني، آن را از بچه‌هايم دريغ كنم. آن‌ها هم حق دارند موز بخورند.

 


اگر ويدئو كليپ‌هاي اين سايت را در ميوزيكال مون نديده‌ايد سري بزنيد و نگاهي بياندازيد. آخرين ويدئو تركيبي است از بخش‌هايي از سه آهنگ بسيار دلنواز از گروه آلماني تنجرين دريم يا روياي پرتقالي و يك آهنگ ديگر كه همگي در اكسير ميكس شده و با تصاويري از ايستگاه فضايي بين‌المللي در دست احداث، شاتل، تصاوير ماهواره‌اي از رشت، تهران، رود كارون، شيكاگو و با هنرمندي كريستينا ريچي.

 


حتما شنيده‌ايد كه آمار گرفته‌اند و متوجه شده‌اند كه كارمندان در ايران در طول روز فقط بيست دقيقه كار مفيد مي‌كنند. گمان نمي‌كنم، يعني مطمئنم كه اينطور نيست و اين آمار اشكال دارد چون زماني كه خودم كارمند بودم تحقيقاتي انجام دادم و ميزان كار مفيد كارمندان در طول روز را كه خود آنها بمن ارائه داده بودند (راست يا دروغش با خودشان) محاسبه كردم و برخلاف آمار ادعايي مذكور، زمان كار مفيد كارمندان در طول روز كمتر از پنج دقيقه بود.

 


يه دوست ما تعريف مي‌كرد كه زمان دانشجوييش در خارج يه روز صبح برف سنگين همه جا رو تعطيل مي‌كنه. كار ايشون هم تعطيل مي‌شه و اين رفيق ما با ماشين قراضه‌اش سه تا از همكار هاشو مي‌رسونه خونه. آخري خونه‌ش بالاي تپه بيرون شهر بوده. طرف دعوتش مي‌كنه تو خلاصه جبران زحمت مي‌كنه و تشكر و اين جور چيزا. برگشتني آقا با لاستيك‌هاي عاج از تو مثل المپيك سورتمه از بالاي تپه ميييييييييره پايين توي دره. يه بنده خداي محلي با جرالثقيل، خودش و ماشينش رو مي كشه بيرون. اين بابا بيست چوب داشته تقديم مي كنه و مي‌گه كه اين كمه و شما با خانواده حتما حتما بايد بيياييد رستوران من و اگر نياييد وجدانم ناراحته. بعد هم با هزار مكافات ماشين خراب و خودش رو مي‌رسونه شهر. چند روز بعد نزديكاي غروب يك خانم خدمتكار بهش خبر مي ده كه مهمان‌هاش اومدن. اونم يك سري سفارشات شديد ايروني مي‌كنه و مي‌گه پذيرايي مشدي باشه و به حساب خودمه و اين چيزا. خودش هم آفتابي نمي،شه تا راحتتر باشند. يه نيم ساعت بعد از خدمتكار سراغ مهموناشو مي‌گيره و مي پرسه: - همه چي مرتبه؟ تحويل گرفتي حسابي؟ - رفتند. مدتيه كه رفتند. - رفتند؟ چه زود؟ - ... - پذيرايي كردي درست؟ ببينم رسيد ميزشونو. - بيا اينه. - دو تا شير و پنج تا آب؟ ... يعني چي؟ - ...  سالاد؟ شام؟ دسر؟ نوشيدني؟ پس پذيرايي مفصل چي شد؟ شوخي كه نمي كني؟ - ...  چرا اينجوري نگاه مي كني؟ مساله اي پيش اومد؟ ناراحت شدن؟ چرا رفتند؟ - ... - ... آهان ... نكنه گفتي بهشون كه اينجا من ميزها رو تميز مي كنم، اونا هم رفتن ... هان؟

 



از وب‌لاگ مهرآوا: بما گفتن اين وب‌لاگ رو يه جوري بروز نگه دار تا صاحبش بياد. يه هفته است منتظريم آقا تشريف بيارن. ميگن بنويس تا بياد. آخه چي بنويسم؟. مگه من نويسنده‌ام؟ ميگن شما بنويس خالي نباشه. از وب‌لاگ هاي ديگه ياد بگير. شعر نو بنويس. از برف و بارون و اين چيزها. هر چي گفتم كه آخه مگه الكي‌يه؟ ذوق ادبي و هنري ميخواد، مايه ميخواد، بازم گفتن بنويس تا خودش بياد. اسمشم مهرداد، مهران، از اين اسم هاي اينجوركييه. ميگن پول مي گيري بايد بنويسي. "خوبم" بايد بنويسي! اي مهرداد، صا‌حبلاگ، اولا ما كي حرف پول زديم؟ دوما من رو چه به وب‌لاگ نوشتن؟ ولي چون شما گفتي بالاخره يه كاريش مي كنيم تا بيايي. ولي "خوب" نمي‌تونم. يعني بلد نيستم. در ضمن فردا روز تسويه حساب چاه كنه، ما هم تو چاه برو نيستيم، خودتون تشريف بياريد. كارگرا رو هم يه كم راه بندازيم بد نيست. تكليف ما رو با اين همسايه‌ي [...]‌تون هم روشن كنيد.  

 

 
OCTOBER 2003


از كتابخانه‌ي شراره انصاري
از پاريز تا پاريس: دکنر باستانی‌پاريزی

من برای سلف سرويس, کلمة "بردار و بخور" را انتخاب کرده ام, برای توريست "ببين و برو", معمارهای خانه ساز قسطی بساز و بفروش. جالبتر از همه اينها, شنيدم يک بازاری مشهدی, که معمولاً وسايل زوار را می فروشد و کفن و از اين گونه وسايل است که در آب سناباد تبرک می يابد, بالای کفن های آماده برای فروش خود تابلو زده بود: کفن "بشور و بپوش"!! 


چند ماهي‌است كه شبكه‌ي كابلي "سان دنس" يا رقص خورشيد كه فيلم‌هاي خوبي از كارگردانان برتر جهان را در آمريكا نمايش مي‌دهد، تعدادي فيلم ايراني را با زير نويس انگليسي و در ساعات خوب و به تناوب روي آنتن مي‌فرستد. اولين فيلمي كه من ديدم "بادكنك سفيد" بود به كارگرداني جعفر پناهي و با فيلمنامه‌ي كيارستمي و فيلمبرداري فرزاد جودت كه گويا در ايران فروش خوبي نداشته ولي در آمريكا از بازتاب بسيار خوبي برخوردار بوده است. مخصوصا سكانس مارگيرها و دخترك كه به‌گفته‌ي يك منتقد آمريكايي تعداد اندكي فيلمساز در زمان حاضر توانايي خلق چنين صحنه‌هاي جذاب و فراموش نشدني‌اي را دارند. همچنين "طعم گيلاس" كيارستمي  كه در جشنواره‌ي كينز يا "كن" برنده شد. جريان آن ماچ را به‌هنگام دريافت جايزه هم كه بخاطر داريد. من آن صحنه‌ي ماچ را ديدم و خيلي خوشحال شدم كه ايشان آن را بدون درنگ قبول كرد و نگذاشت آبروي ايرانيان بيشتر از اين ريخته شود. كيارستمي را در آمريكا به عنوان يك فيلمساز برجسته و بهترين كارگردان ايراني مي‌شناسند. طعم گيلاس بسيار زيبا و به‌ياد ماندني بود. فيلم "ليلا" كار آقاي مهرجويي را هم ديدم با بازي بسيار خوب ليلا حاتمي و فيلمبرداري سينماتوگرافر معروف ايراني محمود كلاري كه مشخص است به‌كارش بسيار علاقمند است و حرفه‌اي كار مي‌كند. موسيقي فيلم هم بسيار خوب بود. از فيلمسازان ايراني پس از كيارستمي، مخملباف در غرب معروف‌ترين است. همچنين مهرجويي، بيضايي، پوراحمد، ميلاني، بني اعتماد، مجيدي و پناهي بعنوان فيلمسازان هنري ايراني در آمريكا كاملا شناخته شده هستند و كارهايشان زير ذره‌بين منتقدين مستقل است.


اگر سايت‌هاي گروهي همه‌ي مطالب خود را در صفحه‌ي اول و در بدو ورود بينندگان قرار ندهند و بخش‌هاي مختلفي براي مطالب گوناگون در نظر بگيرند بهتر است. فرض كنيد به‌جاي يك سايت به يك خانه يا ساختمان عمومي يا تجاري مي‌رويد. مسلم است كه همه‌ي اتاق‌هاي آن ساختمان در هنگام ورود شما نمايان و قابل دسترس نيست و شما به اتاقي كه كار داريد مي‌رويد و احتمالا ساختمان شامل بخش‌هاي خصوصي‌تري است كه هر كسي اجازه‌ي ورود به آن را در هر زمان ندارد. مي‌توانيد مطالب خاص را در بخش‌هاي دور از دسترس‌تر قرار دهيد و در صفحه‌ي اول مطالبي را كه كمتر حساسيت برانگيز و بيشتر مطابق سليقه‌ي قريب به اتفاق بينندگان است. قرار دهيد. نكته‌ي مهم ديگر اينكه بخش‌هاي خبري از بخش‌هاي تحليلي و نظرات شخصي كاملا جدا گردد كه اين يك عرف پذيرفته در نشريات چاپي و اينترنتي است.


اطلاعيه‌ي استوديو ستاد پرچم: خانم‌ها و آقايان بالاي شانزده سال محترم تبعه‌ي ايران، هر روز كه نمي‌شود پرچم عوض كرد. لطفا بيخود تماس نگيريد. با چهار تا نامه و ايميل و مقاله ما پرچم عوض نمي‌كنيم. يكي مي‌گويد ما نماينده‌ي بيست ميليون هستيم. آن يكي مي‌گويد زرشك، پس آن بيست ميليون ديگر كه به شما راي ندادند چه؟ پس شما بيست و پنج ميليون مخالف داريد حرف نزنيد. اداره‌ي آمار هم كه حال و روزش معلوم است. آن شير و خورشيد هم كه گويا عربي از آب در آمد، حرفش را هم نزنيد مطلقا. با اين اوضاع به‌هيچ وجه احتياجي به تعويض پرچم نيست زيرا ظاهرا اكثريت يا به همين طرح رضايت دارند يا برايشان اهميتي ندارد. اول تكليف‌تان را با خودتان روشن كنيد. هر وقت به يك نتيجه‌ي قابل قبول اكثريت رسيديد چشم، پرچم را عوض مي‌كنيم. و اگر نه كه همين طرح بسيار هم عالي‌ست. در ضمن حالا طرح پرچم را مي‌پسنديد يا نمي‌پسنديد آن بحث درون خودمان است، دليل نمي‌شود آنرا در مجامع بين‌المللي بالا نبريد، بي‌غيرت‌ها!


و اما يك راه‌كار تضميني با ارزش ديگر از طرف صفحه‌ي اينترنتي مهرآوا كه مهرباني و مهرورزي را تبليغ مي‌كند، براي جوانان خوب و نجيب ايراني كه قصد ازدواج دارند يا به تازگي ازدواج نموده‌اند. همانطور كه مي‌دانيد مهر و محبت شيرازه‌ي كتاب زندگي‌است. پس بياييد و در همان روز‌هاي اول ازدواج و در صورت امكان قبل از ماه عسل، خانواده‌ي محترم خود و همسرتان را براي يك روز پر از مهر و صفا و صميميت به ويلايي كه كليدش را از دوستتان گرفته‌ايد دعوت كنيد. سعي كنيد حتي‌الامكان انواع و اقسام وسايل پذيرايي و تفريح را از قبل مهيا كنيد. بعد از صرف چلو كباب كه با همكاري هر دو خانواده محترم پخته شده، كمي استراحت و احتمالا بازديد از وب‌لاگ هم‌انديشي و احيانا شركت در نظرخواهي آن توصيه مي‌شود. سپس تماشاي چند اپسود از سريال خانه‌ي سبز يا هر سريال ديگر ايراني به استحكام پيوند دو خانواده كمك مي‌كند و بسيار مفيد است. با فرا رسيدن غروب كار شما هم تقريبا تمام شده است. البته بجز بخش آخر كه شما و همسرتان از همه مي‌خواهيد دور استخر دست در دست هم ايستاده و به ميمنت اين وصلت فرخنده و براي رفع خستگي و كمي تفريح با شماره‌ي سه به داخل استخر بپرند. توجه داشته باشيد كه استخر را قبلا با چندين بشكه اسيد پر كرده ايد. از اين روز خاطره انگيز به بعد شما و همسر محترمتان سال‌هاي سال و با خوشبختي و سعادت زندگي خواهيد كرد.  


با عرض معذرت از سركار خانم شيندخت كه مطلب ايشون رو هول داديم پايين، راه‌كار آزمايش شده و تضميني نحوه‌ي برخورد با نويسنده‌ي وب‌لاگي كه ماه‌هاست با موزيك دلخراش و آن افكت‌هاي كذايي‌يه باز و بسته شدن صفحه بصورت لووردراپه و عرض صفحه‌ي بيش از يك متر و نيم و از همه بدتر عكس شش در چهار در وسط وب‌لاگ شما را جان به لب نموده و پول يك مانيتور به شما بدهكار است به صورت رايگان اعلام مي‌گردد. ابتدا يك قرار وب‌لاگ‌نويسان ترتيب مي‌دهيد و ايشان را دوبار و بلكه هم بيشتر دعوت مي‌كنيد. سپس در محل قرار حاضر و وانمود مي‌كنيد كه از وب‌لاگ گروه نجوم روجا هستيد و از طرفداران پر و پا قرص ايشان. بعد از مدتي كه خام شد مي‌گوييد كه مي‌خواهيد تلسكوپ ديجيتال جديد روجا را نشانش دهيد و او را به پشت بام مي‌بريد و تلسكوپي را كه قبلا عاريه گرفته‌ايد روي سه‌پايه نصب و به او مي‌گوييد به آنسوي پشت بام رفته تا شما آن‌را با صورت او تنظيم نماييد. در اين هنگام به بهانه‌اي مي گوييد كه اين تلسكوپ خراب است و تلسكوپ را سريع عوض مي‌كنيد. فراموش نكنيد كه تلسكوپ دوم در واقع تلسكوپ نيست، بلكه يك دستگاه آر پي جي است كه از بچه‌هاي پرشين بلاگ عاريه گرفته‌ايد. نود در صد كار تا اينجا تمام است. حال شليك مي‌كنيد بنحوي كه ايشان و جان‌پناه و كولر و ماهواره و منبع انبساط همگي بطور كامل نابود شود.


شيندخت
، وب‌لاگر محبوب وب‌لاگ‌شهر احتياجي به معرفي آنهم از طرف اين سايت ندارد. او بتازگي در خبرگزاري وب‌لاگ‌شهر "جارچي" با نثر شيريني از اوضاع و احوال وب‌لاگ‌ها و سايت‌هاي ايراني در اينترنت خبر مي‌دهد. بخوانيد هديه‌ي دل‌انگيز اين دوست عزيز و مهمان اكسير را:

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد يزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان
كمتر از ذره نه اي پست مشو. مهر بورز
تا به خلوتگه خورشيد رسي چرخ زنان

درباره ارزش دوست و دوستي و دوست داشتن همديگر هرچقدر بگيم باز هم كم گفتيم. من بارها گفتم يكي از فوايد وبلاگ نويسي پيدا كردن دوستان خوب است دوستاني كه هيچوقت همديگر رو نديديم و نمي شناسيم!! ولي چنان با هم و از خصوصيات هم باخبريم ( از طريق نوشته هامون ) كه انگار سالهاست كه با هم آشنا هستيم!

دوستي باز تاب احترام عميق براي ارزش انسان است. بياييد قدر دوستي ها را بدانيم!

روزي دختر كوچكي از مرغزاري مي گذشت. پروانه اي را ديد بر سر تيغي گرفتار. با احتياط تمام پروانه را آزاد كرد. پروانه چرخي زد. پر كشيد و دور شد . پس از مدت كوتاهي پروانه در جامه پري زيبايي در برابر دختر ظاهر شد و به وي گفت: به سبب پاكدلي و مهربانيت. آرزويي را كه در دل داري بر آورده مي سازم. دخترك پس از كمي تامل پاسخ داد: من مي خواهم شاد باشم.

پري خم شد و در گوش دخترك چيزي زمزمه كرد و از ديده او نهان گشت. دخترك بزرگ مي شود. آن گونه كه در هيچ سرزميني كسي به شادماني او نيست. هربار كسي راز شاديش را مي پرسد با تبسم شيرين بر لب مي گويد: من به حرف پري زيبايي گوش سپردم. زماني كه به كهنسالي مي رسد. همسايگان از بيم آنكه راز جادويي همراه او بميرد. عاجزانه از او مي خواهند كه آن رمز را به ايشان بگويد: به ما بگو پري به تو چه گفت؟ دخترك كه اكنون زني كهنسال و بسيار دوست داشتني است. لبخندي ساده بر لب مي آورد و مي گويد: پري به من گفت همه انسانها با همه احساس امنيتي كه به ظاهر دارند. به هم نيازمندند!.

« ما همه به هم نيازمنديم . »

 
 

مهران مهرافشان

Brought to you by: IRAN ARCHITECT /
Designs Unlimited / The Latest Penthouse Studio
Created and operated by:
MEHRAN MEHRAFSHAN, Lubbock, Texas
Hosted by: iPowerweb, Since Jan '02 - All Rights Reserved


E-mail this URL


A Website
with a Message